محل تبلیغات شما

 

  ان الحسین المصباح الهدی و السفینه النجاﮤ

 ام حسبت ان اصحاب الكهف و الرقيم كانوا من ءاياتنا عجبا

  

تقديم به پدرم كه بصيرت در دين ، اخلاص در عمل

و محبت در رفتار شيوه اش بود و از او جز نام نكو

براي مردم هيچ نمانده  خدايش شاد كند.

 

 

برخي از آسيب هاي عزاداري حضرت اباعبدالله

 1-  غلو در بيان مقام امام حسين (ع)‌ و اصحاب و ياران و شخصيت هاي حاضر در كربلا

2-   غلو و افراط در بيان وجه عاطفي رفتارهاي امام و يارانش در حادثه كربلا

3-   غلو و دروغ پردازي در نحوه شكل پذيري حادثه

4-   اصرار بر عاطفي كردن فاجعه و غلو در مراثي ( حماسي – احساسي )

5-   باز آفريني وهم آلود و داستان سازي روز واقعه 

6-   انكار وقايع عصر و تهي كردن حقايق ماجرا.

7-   قشريگرائي و پرداختن به حواشي حادثه

8-   دروغ پردازي و فرافكني حقيقت هاي قيام عاشورا براي حزن انگيزتر كردن حادثه

9-   از بين بردن حقيقت ماجرا و تهي كردن مغز و عصاره حقيقت حماسه عاشورا

10-  شيوع ناباوري از حقيقت هاي حادثه بخاطر افراط و غلو هاي بيان شده براي آيندگان

11-  بي ساماني اشعار و مراثي

12- عدم نظارت صحيح بر هيأت‌هاي مذهبي

13-  انتقال مفاهيم قشري به مخاطبين در هيأت‌ها و سوگواره‌سازي محض

14-  تحميل و به هنجار در آوردن زنجير زني ، برپايي نمايش هاي پر طمطراق و جذاب روش‌هاي ؛ زنجير زني – انواع سينه زني‌هاي غير مرسوم – قمه زني – تنبك و طبل و شيپور و نقاره‌هاي فاقد غناي موسيقائي عاشورا – مراسم‌هايي مثل قاليشويان – علم بندي – نذر درختان و بوته‌هايي كه صمغ سرخ و . دارند- مراسم شبيه‌خواني كه متأسفانه از حالت عادي به نوعي نمايش دراماتيك و غير واقعي با مضامين مستهجن و مبتذل – التقاط نوعي آموزه مسيحي در به صليب كشيدن مسيح(ع) براي فدا شدن و.

 

به بسم الله الرحمن الرحيم است       دلي با دل صميم است و رحيم است

  

در عزت اسلامي و احياي تفكر ناب محمدي (ص)، مطرح ترين و نام آورترين نام براي پاسداري از اسلام امام حسين(ع) است. كسيكه در خردسالي‌اش از آغوش گرم جدش پيامبر اكرم (ص) به نوجواني رسيد و صاحب حديث زيبايي از آن نبي مكرم اسلام شد برايش حديث زيباي سرور جوانان اهل بهشت»1 وجود دارد كسيكه پيامبر او را چراغ هدايت و كشتي نجات» گفته است2 او در همان آغوش اسلام را فهميد و حقيقت بعثت را دريافت. پسر علي (ع) و فاطمه شدن برايش هزينه زيادي برداشت تا جاييكه باز هم از پيامبر نقل شده است كه خداوند حسين(ع) را كشته مي طلبد »3. به هر حال حسين صاحب احاديثي برجسته و بسيار است ، زيرا مي‌خواهد پاسدار ارزش‌هاي الهي باشد. او پدر و مادرش را در راه اعتلاي اسلام از دست داد و پس از واقعه شهادت پدرش مسئوليت برادر بر دوش امام حسن (ع) سپرده شد و حسين(ع)‌خود را آماده مرحله ديگري از زندگي نمود. طولي نكشيد كه بردباري برادر چه با خنجر جفا و چه با زهر اعدا تنها ميراثي بود كه به او سپرده شد.

درآن روزگار يزيد و معاويه فرعون عصر خويش بودند و حسين (ع)‌موسي، بالطبع قارونيان و هامانيان بسياري نيز در اين گذار مي‌زيسته‌اند كه رسالت حسين (ع)‌را پيرا نبوده و با آن به سختي مخالف بودند.

بنابراين پس از رحلت جسماني پيامبر اسلام امام عصر بايد پاسدار حقيقي شريعت و سنت محمدي(ص) باشد و بالطّبع ساختار حكومت فرعوني يزيد و معاويه جز مبارزه با اين حركت نخواهد بود و ابراز آن نيز زور و زر و تزوير است.

حكومتي كه با زور و پول پرستي و رياكاري در مقابل با رسالت حسين(ع) و همه امامان ماقبل و مابعدش تشكيل شده بود قطعاً پاسداري امام را در همه جوانب مي طلبد ،عصاره وظيفه امام همين پاسداشت مقام اسلام است ولو به قيمت جان و مال خود و خانواده و دودمانش باشد.

يزيدي كه از چند نسل گذشته داراي انحطاط اخلاقي است بالطائف الحيل معاويه و دستيارانش اكنون امير المؤمنان است او به نظر كوردلان خليفه بر حق پيامبر است و مخالفت با ولايت وي بي شك مخالفت با پيامبر است.

او مي‌خواهد پس از هر مقطع و امري اسلام را ريشه كن كند و حكومت ملوك الطرايغي و شاهنشاهي را كه اجداد پليدش خواب آن را در سر مي‌پروراندن تشكيل دهد. يزيد عنصري بي‌فكر و هوس باز بود پس آن چه در جنته‌اش براي تزوير داشت نيز حقير بود . بنابراين ياران پدر فقط يك چيز را در توبره داشتند آن هم زنجير و غل انحرافات و تحريف است كه به زمان بندي خاص خود محتاج است و اكنون گذشت قريب به 50 سال از رحلت پيامبر(ص) اين مشكل را حل كرده بود. 

شريح قاضي از پس مانده‌هاي نهضت پليد معاويه در حكم خود مي‌نويسد: حسين كشته شد با شمشير جدش زيرا از دين خارج شد »4 طبيعي است مردمي كه نمي‌توانند شخصيت پيامبر و آل او را از ساير تشخيص دهند و سره را از ناسره باز شناسد ، با وجود اختناق و خفقاني كه در حوزه فهم ديني و اسلام از سال‌هاي پيش وارد شده و نمي دانند حرام و حلال چيست ، هرگز در مقابل دنياي زر و تزوير كوتاهي نخواهند كرد. زيرا دنيا پرستي براي مردمان آن عصر برايشان از خداپرستي مهم تر بوده بدليل همان زنجيره انحرافات.5

يزيد در زمان حيات پدرش ، براي لاشه سگ مسابقه اي خود كفن تهيه نمود و مراسم بزرگداشت و ترحيم و عزاداري در مساجد شام برگزار نمود.6 يزيدي نيست كه بتوان از راه گفتمان وارد سخن شد. او گامهايش را براي اضمحلال كامل اسلام ثابت كرده است. اين امام حسين(ع) است كه وظيفه پاسداري از حرّيت و مقام بالاي انسانيت كه خواسته اسلام است را دارد و ميراث جدش را براي ابقاء انسانيت بايد احيا كند تا اثري از اسلام جز انحرافات نمانده ، در وصيت نامه جاودانه‌اش به محمد حنفيه و در خطبه‌هاي پاياني عمرش مي‌فرمايد: من براي كشور گشايي و حكومت بر مردم و فساد بر نخواستم ، بلكه براي اصلاح طلبي در امّت جدّم بر خواستم و آن هم با ابراز امر به معروف و نهي از منكر.»7

حسين(ع)‌ نمي‌تواند با يزيد بيعت كند و با او در اين مسير هلاكت بار همگام شود. و نه مي تواند خاموش به اين موج خيانت بار و باطل نظاره گر باشد ، بالطبع به همان راه حقيقي كه از سال هاي پيش به او وعده داده شده ادامه مي‌دهد .

حسين(ع)‌نه در راه به کسی پناهنده شد و نه به نصيحت جاهلانه دوستان نادان فريفته شد او همه غائله‌هاي ساختگي را با بصيرتش مي‌ديد و آن گاه به همان هجده هزار بيعت نامه مردم كوفه دلخوش داشت كه لا اقل وظيفه اش را انجام داده است. امام مرگ را در مسير حق افتخار مي‌داند و از لذت اين نوع مردن به ياران همراه سخن مي‌گويد:

الا ترون الاالحق لا يعمل به و الي الباطل لا يتناي عنه ليرغب المؤمن في لقاء ربه محقا ، فاني لا اري الموت الا السعاده و الحياه مع الظالمين الا ترابا»8 در اين مسير امام هزينه ديگري نيز براي پاسداري از رسالتش مي‌پردازد كه بسيار گرانبار است ، امام مهجه قلب خود را تقديم مي‌كند خون جگرش ، جان شيرين خود و دودمانش را هزينه مي‌كند تا آزادي و آزادگي بماند تا هستي اسلام پايدار باشد. براي مؤمن مرگ زندگي حقيقي و جاودانه است و پايداري براي احقاق حقيقت و به اندازه كوتاهي برايش باعث افتخار و عزت است تا از باطل دور بماند.

امام حسين هستي خود را با نوزاد و نوجوان و جوان و پيرانش به مسلخ مي‌برد تا انسانيت بداند كه امام يعني؛ گذشت و ايثار و پايداري ؛ يعني دين خود را ياري دادن يعني فقط خدا را بزرگ دانستن با هر قيمت و هزينه اي.9

امام خاستگاهش اصلاحات اسلامي بود و در لحظات پاياني عمر با بركتش تلاش نمود تا نماز ظهر در آن حادثه وهم انگيز و سخت اقامه گردد ، به نظر مي رسد با اين عمل امام آخرين گفتمان را هم بكار گرفت تا لااقل اتمام حجتي براي حضار و معاصرين و ما آيندگان باشد و هم اين كه ما امروزي ها اسلام را به سلامت زيارت كنيم .

امروزه نيز حيات امام با نشاط بيشتري در تداوم است ، نشاطي كه با خون بهاي شريفترين انسان روزگارش بدست آمده است . محرم بسياري از فضايل و مناقب امام و دليري قيام جاويدان و حزن انگيز سيد الشهدا را بخاطر دارد. محرم دودمانش را مي شناسد و سخت بخود مي پيچد از اين كه قيام و حماسه و ثمره حيات ثارالله هم در نهايت قساوت و ناجوانمردي دوستداران نادان و دشمنان و يزيديان مزوّر روزگار كمرنگ و رو به تهديد اضمحلال است. اگر روند امام شناسي و انگيزه فهمي امام از ياد شيعيانش كمرنگ تر شود خدا مي‌داند كه جز امام عصر هيچ ياوري براي دين خدا نمي‌ماند.

زنده نگه داشتن حيات عاشورا باعث شد تا عمر اسلام تا به امروز پايدار بماند در حقيقت پاسداشت ياد و خاطره عاشورائيان حرمت نگه داشتن به خود دين خداست. اسلام محمدي الحدوث و حسيني البقاست .10

امام شهدا در آن روزگار عطف وظيفه تاريخي همه انسان ها و مسئوليت وي‍ژه‌اش اسلام را از خطر جدي فروپاشي و انحطاط بقيمت از دست دادن  جان خود و خاندان و يارانش نجات داد ، به همان علت به خواسته مستقيم ذات اقدس ربوبي او امر به معروف و نهي از منكر را همچون ساير فروعات ديني‌، در حق نگه داري از اسلام توجه كرد بالطبع تحريفات  و انحرافاتي كه در نگرش ديني و فهم مردم وارد شده بود ، باب امام كشي همچون پيامبر كشي در بني اسرائيل باز شده بود او هيچ راهي جز نثار مهجه قلبش روانديد خاموشي و خمودگي و ظاهر پرستي از امام بدور بود و امام راهي جز هجرت و جهاد نداشت ، در مرحله اول حركتش انسانيت را بداوري طلبيد ، انسانيتي كه خود اسلاميت را به همراه داشت و اسلاميت ظاهري كه در حال فراموشي بود.

اما دريغ از فهم درست آن نامردمان كه او را جاه طلب ، سياست باز و آشوب گر مي دانستند آنان ولايت را با يزيد زمان مي‌دانستند كه با تزوير و زر و زور همه انسانيتشان را مسخ كرده بود.

امام همان چراغي بود كه مي‌بايست اين فضاي سياه و تاريك را شفاف و روشن كند ، باز هم دريغ از شعور ديني كه بر شور و شعارش رنگ باخته بود ، آن همه شعار هاي پر طمطراق و متعصبانه اي كه آن ها براي نجات دين به رهبري يزيد داشتند ، چون تازيانه غفلت بر جان خود كوفتند و تازيانه بي مبالاتي و تعصبشان را به قهر برجان گوهر اسلام كوبيدند و آن م كبري را برپا كردند و رو سياه ماندند تا تاريخ ذغال هم به پايش نرسد امام با شعار آزادگي از بند اسارت قيودات و انحرافات قيام خود را آغاز كرد و با شور جوانانش به اين شعار جامه عمل پوشانيد ، قيام عملي پس از هجرت و جلاي وطن و تن 

او پرده از حربه مثل يزيدي برداشت و بر حقيقت مثل خودش گفت.

او از يزيديان هميشه و حسينيان هميشه سخن گفت ، درسي كه حسين (ع) به انسان ها آموخت بزرگترين درسي است كه در تاريخ آدميّت به او داده شده است . امام هرگز با شعار ها تكليفش را ادا نكرد و هرگز از كرامت ما فوق بشري اش اداي دين نكرد ، هرگز باب مصلحت طلبي و محافظه كاري را براي سلامتي جان خود نگشود  بلكه با نداي اصلاح طلبي به فرياد آدميت لبيك گفت: زيرا او امام كائنات و دوران خويش است او امام يزيد هم هست امام خودش هم هست ، او نماينده تام الاختيار خدا در دنياي معاصر است ، بنابر اين ذهن بسته ي فريب خوردگان اين فراموش خانه مجال هيچ شيوه اي ديگر را براي احياي اسلام نمي داد و بس،

هر آنچه بود امام با72 نفر از بهترين انسان هاي زمانش به شهادت رسيد و دودمانش به اسارت و يغما رفت و عاشوراي سال 61 هجري غروب شد .

اما امام به شهادت نرسيد كه ما آيندگان فقط بر سر و سينه هايمان بكوبيم و سفر هاي نذري بچينيم و تناول كنيم و سياه پوش بر يزيد لعنت بفرستيم و بس .

هرگز با سياه پوشيدن و پلو خوري و قمه زني و زنجير كوفتن به ندايش لبيك نگفتيم. هنگامي حسيني هستيم كه پايبند به اعتقادات و شريعت و خواسته هاي سيد الشهدا باشيم.

خوردن و دم كردن و ماتم نمادين ، هرگز نهضت حسيني را جاودانه نمي كند و هيچ يزيدي را نمي‌لرزاند.

نهضت حسيني با اقامه نماز و فروعات ديني با بصيرت ديني با اخلاص در عمل و محبت در رفتار زنده مي‌ماند نه چيز دگري.

 اسلام‌هاي پاره وقت و نمادين و مسلماني اسمي هرگز ارزش خواسته‌هاي آن حضرت نبوده و نيست در حقيقت اين گونه نگرش‌ها كمر شكن‌تر از شمشير كشي‌هاي يزيديان است ، غدّه‌هاي سرطاني بدنه اسلام رخنه كرده و به نام تشيع فعاليّت مي‌كنند و به مراتب جانكاه تر از حركات خارجي دشمنان است.

زيرا مثل يزيد هميشه با مثل حسين(ع) مي رزمد زيرا مثل يزيد همواره با اسلام هاي ساختگي و نمادين و عجيب و غريب زيرا با نام عزاداري براي امام حسين (ع) بر عليه سيره و اهداف امام حسين(ع) مي جنگد و ناداني و جهالت كوركورانه و بي خردانه اشك مي ريزندو بر سر و سينه مي كوبند و تاريخ جديدي براي عاشورا جعل مي كنند و قمه مي زنند و هَيَآت موهن برپا مي كنند11 و ادعاي شفا با سفره مرسوم به محرم و عاشورا در سر مي پرورانند و دريغ از ذره اي محبت به امام و اهداف امام.

سيد الشهدا شهيد در راه مبارزه با بردگي و جدائي از انحرافات و تحريفات و تعلقات بصري و مادي و تملقات است.دميت لبيك

امام حسين (ع) امام حقيقت ها و چراغ هدايت در مسير دشوار معرفت است12. امام هرگز به دلسوزي كوركورانه و قلاده بر گردن كردن و او را خدا خواندن و . راضي نيست. آنروز هم محافظه كاران و شب كوران بارها و بارها اين حقيقت را ناديده گرفته بودند . يريدون ليطفئوا نورالله فأفواههم والله متم نوره . »13

 عزا براي سيد الشهدا تكليف ما ، اگرچه اين مراسم عزاداري براي سيد الشهدا است كه اسلام را سر و پا نگه داشته است منتهي عزاداري به معناي واقعي اش ، ميراث داري نهضت حسين (ع) و پاسداشت انگيزه و اهداف حسين (ع) و تحول و حسيني شدن و حسيني‌وار زيستن. عزاداري براي سيد الشهدا بايد آمادگي براي دفاع از حرّيت و رفاه و امنيت انسان ها ترجمه شود مه عزاداري نمادين و بر سر و سينه زنجير كوفتن و قمه زدن و بدون تاريخ سازي كردن و اشك تمساح ريختن و خبري از اصلاح نفس خويش نكردن . اين اخلاق بي‌شك باب همان حسين كشي را مفتوحه داشتن است و خود را به حماقت واداشتن است.

 امام حسين(ع)‌مي خواهد به يارانش رسم آدم ماندن و آدم شدن را بياموزد و چراغ راه همه انسان ها باشد و آدميت را احيا كند اما ظاهر پرستي و قشري گري وجود همواره راه را براي هدايت آنان مي‌بندد.

ما هنگامي به نداي هل من ناصر ينصرني ثارالله لبيك گفته‌ايم كه خود را از قشريگري وجود برهانيم14 و به اعتقادات حسيني پايبند بمانيم و خود را به زيور ايمان و تقواي الهي آراسته كنيم ، بايد در هر شرايطي ايمانمان را حفظ كنيم و در عمل آنقدر مخلص و ثابت قدم باشيم كه رفتار محبت آميزمان بوي حسين(ع)‌ استشمام شود.

مهم‌تر از سيه پوشيدن و شعار دادن حركت و قيام امام شهدا را پاس داشتن است. اسلام را در زندگي خود اجرا كردن است خط سرخ آل علي(ع) و سيره و سنت نبي مكرم اسلام را پيمودن است. غصه خوردن در مورد شريعتي كه مورد دستخوش غتيرها قرار گرفته و از آن چيزي جز اسم و ادا و اطوار نمانده بيشتر مي‌ارزد تا سينه چاك كردن و اشعار غلو آميز سرودن و مويه كردن با آواز و زنجير و قمه زدن و تعزيه بازي كردن .

امام متقين در نهج البلاغه مي‌فرمايد: چه بسا شب زنده‌داراني كه جز بيخوابي نصيبشان نشده از شب زنده‌داري و چه بسا روزه داري كه از روزه‌داري جز گرسنگي هيچ عايدش نشده است.»15 و 16

 و اكنون ما جامعه شيعي كه براي شيعه ماندن هزينه هاي گزافي همچون شهادت انبيا و مرسلين و ائمه طاهرين و اولياالله و. را پرداختيم . چقدر به شريعت آنان پايبند بوديم؟ آيا بصيرت ديني را همواره خود كرده‌ايم و به عقل و خرد خود جهت خدائي داده‌ايم؟

اگر نباشد بصيرت ديني و فهم ديني و اخلاص عمل و محبت در رفتار كه اين همه عزاداري‌ها و ماتم سرائي‌ها بايد تجديدنظر شوند وگرنه جدا امام عصر (عج) در ميان اين همه علما و فقها و شيعيان و زنجيرزدن و سياه‌پوشان تنهاي تنهاست .

  اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه و النصر و جعلنا من انصاره و اعوانه و المستشهدين بين يديه. »

 بار خدايا ما مسلمانان را در انسانيت‌مان ، آدم و موفق بگردان و شيعيان ما را از ظاهر پرستي و قشريگري مصون بدار.

 

                            ضميمه

دونگاه در عاشورا موجود است

  1-  نگاه سياسي؛ حماسه (كليد واژه : قيام ، شهادت ) اسلام حماسي

  2-  نگاه عاطفي ؛ تراژدي (كليد واژه :‌مصرع ، مقتل ) اسلام مرثيه

 

  واژگان حماسه   -   واژگان تراژدي

 

 -  در ازاي حسين هدف وسيله را توجيه نمي كند  

-   گرياندن مردم هدف حماسه عاشورا نيست

-   از امام حسين مقدس تر و كربلايي تر شدن آفت است

-  استفاده ابزاري از دين و حتي عاشورا تحريف آور است ، خرافات دين را تضعيف مي كند و باعث سردي كانون دين مي شود. سنت گراهاي دين ستيز حساسيتي به خرافات ندارند و اين بدعت را حسنه مي دانند ، غالب عوام دلبسته خرافاتند و خرافات را باعث بازارگرمي و رواج دين مي دانند ، غالب عوام دلبسته همان تحريفند. سبقت از پيشوايان دين مثل عقب افتادن از آنهاست افراط و تفريط هر دو گروه جاهلانه و تحريف آور است.

- بجز اين كه امام حسين(ع)در عاشورا نيز در تاريخ شهيد شده است و پيام اصلي عاشورا (عدالت) ، فراموش گشته است ، پس در هر عاشورايي دو شهيد موجود است و بر هر شهيدي نوحه اي واجب ، (جامعه سازي قرآني.محمدرضا حكيمي صــ87)

- امام حسين از شخصيت هاي دوبار مظلوم » و باز شهيد » در تاريخ است يك مظلوميتش اين بود كه او را كشتند و مظلوميت ديگرش اين كه هدفش را محو و مسخ كردند ، يك بار در عاشورا به او ظلم شد و بار ديگر در عاشوراها ظلم ديگر و دوباره اين بود هدف كشي» از قيام امام حسين شد ، نام آن حضرت بود اما هدفش مطرح نبود و يا مسخ شده بود . 

-    نزاع امام حسين (ع) و يزيد نزاع شيعه و سني نبود ، نزاع كفر و دين بود ، بلكه نزاع عدل و ظلم

-   امام حسين(ع) نه فقط پيشواي شيعه كه امام عامّه مسلمانان است و پيشواي همه آزادگان

-    امام حسين(ع) از شخصيت هاي دوبار مظلوم»و باز شهيد» در تاريخ است 

-  ظلم دوباره اين بود كه هدف كشي » از قيام امام حسين شد يك بار كالبد آن حضرت پايمال شد و بار ديگر هدفش ، دشمن جاني چنان كرد و دوست جاهل چنين.17

 

 مولانا:

 پس عزا بر خود كنيد اي خفتگان       ز آنك بد مرگيست اين خواب گران

 بر دل و دين خرابت نوحه كن      كه نمي بيند جز اين خاك كهن

  ور همي‌بيند ، چرا نبود دلير      پشتدار و جانسپار و چشم سير؟

 در رخت كواز مي دين فرّخي؟         گر بديدي بحر كو كفّ ‌سخي؟

انك جوديد ، آب را نكند دريغ          خاصه آن كو ديد آن دريا و ميغ

                   (مثنوي ، قوام الدين خرمشاهي صـــ843)

 

 ملك الشعراي بهار خطاب به عزاداران امام نشناس:

   خادم شمر كنوني گشته ، وانگه ناله ها              با دو صد لعنت ز دست شمر ملعون

 بر يزيد زنده مي گويند ، هر دم صد مجيز         پس شماتت بر يزيد مرده ي دون مي‌كنند

   پيش ايشان صد عبيدالله سرپا ، وين گروه            ناله از دست عبيدالله مدفون مي‌كنند.    

(ديوان بهار صـــ263 / صـــ332)

 

مرحوم آيت الله كاشاني:

 آقاياني كه براي عزاداري گرد هم آمده‌ايد ! آيا مي‌دانيد چرا حضرت حسين بن علي تن به شهادت داد. اينكه گفته مي‌شود كه فقط براي شفاعت امت خود بوده بي‌جاست. آن بزرگوار دشمن كساني است كه پشت پا به مقصد مقدسش مي‌زنند و از هتك نواميس اسلام خودداري ندارند. آيا بر روضه خواني فواحش شهر اثري مترتب است؟ حسين مي‌خواست بازار ظلم و تعدي را ، كه رواج يافته بود از بين ببرد و مردم درس شهامت و فداكاري بدهد حسين مي‌خواست به مردم بفهماند كه نبايد زير بار ظلم وجود رفت و در راه احقاق حق بايد دريغ نداشت. حسين براي جلوگيري از اوضاع و احوالي نظير آنچه امروز ما داريم ، تن به شهادت داد اگر ما درس فداكاري را از حسين فرا گرفته بوديم گرفتار اوضاع غير قابل تحمل امروزي نمي‌شديم . آقايان ! اگر شما در كربلا بوديد و ناله ي حسين (ع) را مي شنيديد آيا آماده ي همراهي با آمال و هدف (اهداف) مي‌شديد يا خير ؟

اگر واقعاً آماده‌ي كمك به حسين بوده‌ايد ، پس چرا حالا. حاضر به متابعت از دين و روش مقدس او نيستيد؟.»

                 (مكتوبات و سخنراني هاي آيت اله كاشاني ج 1 صـــ21و26)

 

منابع و پي نوشت‌ها

 

1) الحسن و الحسين سيّدشباب اهل الجنّه (بحار الانوار ج 43 صــ237) و ج 43 صــ303

2)ان الحسين مصباح الهدي و سفينه النجاه ( بحار ج23 صــ123 ) ( عيون اخبار الرضا ج1 صــ92 )

3)  ان الله شاء ان يراك قيلا ( بحار الانوار ج44 صــ238)

4)  لهوف ، سيد بن طاووس صــ24

5)  زيارت عاشورا و آثار معجزه آني آن – ناصر رستمي لاهيجاني صــ242

6)  انقلاب عاشورا – دكتر سيد عطاء اله مهاجراني صــ32

7)  لهوف صــ49

8)  درسي كه حسين به انسان ها آموخت ، سيد عبد الكريم هاشمي نژاد صــ396

9)  شهيد جاويد : مرحوم آيه اله صالحي نجف آبادي صــ386و387

10)    بحارالانوار ج44 صــ381

11)    انقلاب عاشورا – سيد عطاء مهاجراني صــ169

12)    از عاشوراي حسين تا عاشوراي شيعه – محمد اسفندياري

13)    قرآن كريم سوره صف آيه 8

14)    حماسه حسيني – شهيد مطهري ج2 صــ110

15)    نهج البلاغه حكمت 145

16)    نهج الفصاحه حديث 1648

17)    از عاشوراي حسيني تا عاشوراي شيعه – پشت جلد كتاب

 

حمیدرضا ابراهیم زاده 87/11/15 

کلیه حقوق برای مولف محفوظ است

انسان وچالش های سهم خواهانه اش بر زمین

زیبایی واقبال ومسئولیت زیبا رویان

عزا برای حسین .آسیب شناسی عزاداری سیدالشهدا

، ,كه ,امام ,حسين ,  ,ع ,حسين ع ,امام حسين ,    ,است و ,اسلام را

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

گروه آموزشی کارن (مستندات علمی ، پژوهشی) جنبش مکتب اصالت کلمه